باید اونارو فهمید حتی اگه حرف ما نباشه
و تو هیچگاه نخواهی فهمید
آن زمان که به خواب میروی
من همچنان گوشی تلفن را نگه میدارم و به هیچ صدایی که نمی آید
گوش میکنم
و تو هیچگاه نخواهی فهمید
گیلاس آبی از میلاد تهرانی
یه وبلاگ پر از اس ام اس و شعرای توپ
باید اونارو فهمید حتی اگه حرف ما نباشه
و تو هیچگاه نخواهی فهمید
آن زمان که به خواب میروی
من همچنان گوشی تلفن را نگه میدارم و به هیچ صدایی که نمی آید
گوش میکنم
و تو هیچگاه نخواهی فهمید
گیلاس آبی از میلاد تهرانی
که یه مدت نبودم به جا ش چند روز دیگه براتون آپای با حال میزارم
آخه یه کم سرم شلوغ شده
کامپيوترها به 4 دليل دخترند : 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره! 2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن! 3.اگه يه کسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره! 4.اگه يکم صبر مي کردي يکي بهترش گيرت مي اومد!
حق با کسی است که میبیند
من مثل حس گمشدگی وحشت آورم
اما خدای من
چگونه میشود از من ترسید
من من که هیچگاه جز بادبادکی سبک و ولگرد
بر پشت بامهای مه آلود آسمان
چیزی نبوده ام
شبی که روح من او را دید
هزار سال زمان بگذشت
هزار بار زمین گردید
در آن شب ابری از آهن داغ
گرفت پهنه ی دنیا را
غریو گمشده ای برخاست
زمین مکید تن مارا
میان آتش و خون آنشب
چه نعره ها زدیم از درد
دریغ و درد زمین او را
فروکشید و مرا غی کرد
حتما برای همه ی ما بارها پیش آمده است که به فکر فرو رویم . افکاری با هدف درک چیستی و هدف آفرینش انسان ویا حتی اینکه انسان چیست ؟
مسلم است که هرکدام از ما بسته به طرز فکرمان انسانیت را به نوعی تلقی می کنیم یکی انسان را حیوانی مادی میبیند و فرد دیگری انسان را با واژه ی موجودی خدایی یاد میکنند . هر فرد صفات خاصی را به انسان میدهد مثل:ایده آل ساز ،ناطق،اقتصادی،فرهنگ آفرین ،متمدن،متعصب و...
اومانیسم
اومانیسم به معنی ارزش حقیقت انسان که هرکس باز هم با طرز فکر خود برای انسانیت قائل میشودنه به معنی اصالت انسان در علم .در واقع وقتی که میگوییم انسان منظور انسانی است که در فلسفه ی سقراط و افلاطون وهگل و... ودر مذهب عیسی ومحمدو... و نیز در اشعار حافظ و مولوی وتاگور از آن یاد شده است نه انسانی که داروین از آن سخن میگوید پس باید به انسان از دید عقیدتی نگاه کرد نه با چشم خشک علمی.
ابتدای اومانیسم از یونان است و بعد در قرون 12 و 13 ،اومانیسمی بوجود می آید که رنسانس را پایه گذاری می کند.
رنسانس
رنسانس در واقع نهضتی است که قرن جدید را بوجود می آورد و قرون وسطی و فلسفه ی اسکولاستیک را نفی میکند.
آری آغاز عشق است.
تنها نشانه ی جاویدان این جهان .
واژه ی خاص که آفریده شده تا وجود آدمی را برای ابد تسخیر سازد.
پروردگار آدم را از مشتی خاک برگرفت و از خود در او دمید.
و یقینا هر که پروردگار در او بدمد عاشق میشود.
بی شک ترین هدف آفرینش عشق است.
و والاترین وظیفه ی آدمی عاشقی است.
او میفرماید : شما آفریده شدید تا عاشق باشید و تنها آزمونتان همین است.
و نیز عشق مجال سخن گفتن است با من پس با من سخن بگویید .
عشق همان معجزه ایست که خاک را به نور مبدل میسازد.
عشق نام من است و نام دیگر آدم .
پس به سوی من آیید که برترین شما عاشقترین شماست.
پس بارپروردگارا :از من هر آنچه دارم و هر چه خواهی بگیر.
باشد که دنیای فانی و بهشت ابدی را نداشته باشم.
اما نباشد هرگز نباشد که در قلبم عشق نباشد.
هرگز نباشد.
امید که تا آخرین روز خدا سینه ای بی عشق مباد.آمین.سلام دوستای گلم
ولی حالا اومدم براتون آپای قشنگ بزارم